تبليغاتX
:: اين مهمان ناخوانده ::
  • همکار سوژه
  • دوشنبه یکم تیر 1388 ساعت 9:0

    یه همکار دارم که خیلی سوژه است واسه خودش

    نمی دونم چرا تا حالا درباره کراماتش و هوش و نبوغش ننوشتم واستون که شما هم یه خورده مثل من شاد بشید

    ولی انقدر این بامزه است که حیفه که دیگه دربارش ننویسم

    فعلا یه نمونش رو بگم تا خودتون دستتون بیاد چرا انقدر جلب توجه کرده تا بعد

    حتما تبلیغ کنجد عقاب رو دیدید توی تلویزیون

    من و همکارم رفتیم از سوپری نزدیک محل کارمون هرکدوم یه بسته خریدیم که برای میان وعده استفاده کنیم

    همکار من با این خانوم سوژه هم اتاقیه

    می گفت نازمهر بهش گفتم خانومی کنجد می خوری؟

    با تعجب پرسید مگه تو کنجد می خوری؟

    همکارم: آره. هم خوشمزه است هم خاصیت داره

    سوژه: مطمئنی ضرری نداره؟

    همکارم: اگه دوست داری بیا یه کم بخور ببین چه مزه ای مطمئنم خوشت میاد

    سوژه جون میاد سراغ همکارم تا کنجد بخوره

    وقتی همکارم در ظرف رو باز می کنه و یه مقدار کنجد براش می ریزه با تعجب نگاهی می کنه و می گه: اااااا کنجد اینه ؟ من تا حالا فکر می کردم کنجد یه چیزیه شبیه فندق و سیاه رنگه و پوسته داره

    نکته جالب اینه که ایشون ۳۶ سال سن دارن. و مهندسی شیمی هم خوندن. نمی دونم مگه می شه یه دختر با این سن تا حالا به عمرش کنجد ندیده باشه و حتی نسبت بهش کنجکاو نباشه؟

    انی وی. اندر کرامات ایشون انقدر نکته دیدیم و شنیدیم و تعجب کردیم و خندیدیم و شوکه شدیم که خدا داند. فقط دلم می سوزه چرا زودتر به فکر نیفتادم اتفاقات خارق العاده مربوطه به ایشون رو بنویسم. البته از این به بعد سعی می کنم حتما یادم بمونه

    لینک مستقیم  |  نوشته شده توسط جوجو  |