تبليغاتX
:: اين مهمان ناخوانده ::
  • میلاد فاطمه سلام اله علیها و روز مادر مبارک
  • یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388 ساعت 8:56
    سلام

    روز میلاد گرامی ترین زن و بلکه انسان و بهانه خلقت تمامی انسانها رو خدمت همه دوستان و به خصوص مادران گرامی و همچنین مامانی خودم تبریک می گم.

    امیدوارم و از خدا می خوام که بتونم رهرو خوبی برای خانم فاطمه زهرا سلام اله علیها باشم

    آمین

     

    لینک مستقیم  |  نوشته شده توسط جوجو  | 
  • ناخوشی
  • چهارشنبه بیستم خرداد 1388 ساعت 10:25

    می خواستم ماجرای سفر رو در دو سه پست پشت هم بذارم تا حداقل به عنوان خاطره برای خودم باقی بمونه ولی متاسفانه از شنبه آنچنان مریض شدم که حس از بدنم رفته.

    فعلا در حال تزریق آنتی بیوتیک هستم و مرحله خلاص شدن از دست ویروس.

    تا بهتر شم و بیام شرح بقیه سفر رو بنویسم.

    لینک مستقیم  |  نوشته شده توسط جوجو  | 
  • سفر به عتبات-قسمت اول
  • شنبه شانزدهم خرداد 1388 ساعت 10:3

    بالاخره بعد از مدتها نذر و نیاز مامان واسه رفتن به عتبات و بعد  از اینکه اسممون در قرعه کشی سازمان حج دراومد ولی به خاطر کنسل شدن سفر هوایی، سفر ما هم کنسل شد، سه شنبه هفته گذشته عازم نجف شدیم.

    روز قبل با من تماس گرفتن که اگه هنوز مایل به سفر هستید فردا ساعت ۴ صبح فرودگاه امام باشید و اینجوری شد که همه کارهای ما با عجله انجام گرفت و روز بعد ساعت ۹ صبح به وقت ایران و ساعت ۷ و نیم به وقت عراق در نجف بودیم.

    برنامه سفر اینجوری شد که باید اول می رفتیم کاظمین، پس از همون فرودگاه عازم کاظمین شدیم. در بین راه هر نیم ساعت یه بار اتوبوس رو نگه می داشتن، ما رو پیاده و به صف می کردن و خودمون و کیفمون رو تفتیش می کردن.

    آفتاب خیلی داغ بود و خیلی اذیت شدیم. مسیر نجف تا کاظمین رو که فکر کنم ۳ ساعت بود در عرض ۷-۸ ساعت رفتیم. حسابی تفتیش زده شده بودیم

    در کاظمین هم باید بارمون رو پیاده می کردیم و مسیر طولانی ای رو طی می کردیم تا برسیم به هتل (البته من می نویسم هتل و شما بخوانید مهمانخانه). خدا بابام رو نگه داره واسه ما که اگه اون نبود من و مامان حسابی اذیت می شدیم با اون همه اثاثیه.

    بعد از مختصری استراحت و ناهار، عازم حرم امام موسی کاظم علیه السلام و امام جواد علیه السلام شدیم. خوشبختانه اینجا هتل چسبیده بود به حرم و خیلی راحت بودیم واسه رفت و آمد.

    حرم این دو امام هم با اینکه نسبتا شلوغ بود ولی من فکر می کنم به خاطر اینکه کاروانهایی که زمینی به عراق میرن رو به کاظمین نمی برن، شلوغی قابل تحملی داشت. در نتیجه ما راحت زیارت کردیم و البته نایب الزیاره شدیم برای همه دوستان.

    از اونجایی که به موبایل و دوربین خیلی حساس بودن، من از ترسم موبایل رو گذاشتم مهمانخانه و رفتم حرم و به خاطر همین نه فیلم گرفتم و نه عکس.

    فقط یک شب کاظمین بودیم و فردا صبح عازم کربلا شدیم.

    اینم بگم از اونجایی که در عراق موبایل ۰۹۱۹ ایران کار نمی کنه و حرف زدن با ۰۹۱۲ هم گران می شه من بلافاصله در فرودگاه یه سیم کارت عراقی خریدم و انداختم روی گوشیم. که اولا ۵ هزارتومن سرم کلاه رفت و ثانیا شارژ سه دلاریش همون اول تموم شد و به ناچار در کاظمین شارژ ۵ دلاری خریدم هفت هزار تومن

    نمی دونم این عربها خودشون انقدر شیک دزدی کردن رو بلد بودن یا در اثر حشر و نشر با ایرانی های گرامی این ژن بهشون منتقل شده؟؟؟

    البته دور از جون خیلی از ایرانیها

    لینک مستقیم  |  نوشته شده توسط جوجو  |