اول از همه عید غدیر رو به همه شیعیان و به خصوص سادات محترم (همچنین به خودم
) تبریک می گم.
و دیگه اینکه یه ای میل برام اومد در خصوص اینکه چگونه فرد موفقی باشیم چون جالب بود اینجا می ذارم تا شما هم بخونید و بهره ببرید.
چگونه فرد موفقی باشیم
به اعتقاد روانشناسان اشخاص موفق كسانی هستند كه حقیقتاً خودشانند باطناً آزادند و وارسته و اشخاص ناموفق و شكست خورده به اعتقاد روانشناسان كسانی هستند كه حقیقتاً منكر خویشتن خویش هستند . شادی و نیروی حاصله از درستكاری و صداقت نسبت به خود را نپذیرفته اند .
حال برای آنكه از احساس عزت نفس پایین كه مانع از موفقیت در زندگی است رهایی یابند و تحول بزرگ در زندگی خویش ایجاد كنند و از عزت نفس بالایی برخوردار گردید به بیان روشهایی برای افزایش عزت نفس در سه مرحله می پردازیم:
عدم ارزیابی خود با دیگران
هرگز خود را با دیگران ارزیابی نكنید چرا كه هر قدر هم شما بخواهید ارزیابی شما منطقی نیست هر چیز قابل تصوری راجع به خود كه بتواند مورد ارزیابی قرار گیرد خود آدمی نامیده میشود خصوصیات شما میتواند به دهها هزار شیوه مورد ارزیابی قرارگیرد .
برای مثال دیگران میتوانند شما را به خصوصیات و ویژگیهای خاص ارزشیابی نمایند كه می تواند در زمینه های مختلف مثل هوش ، ظاهر و توانائی های شما باشد كه این ارزیابی را میتوانند با كلمات ?خوب و یا بد ? انجام دهند .
اصول عدم ارزیابی با دیگران :
* ارزیابی منطقی از خود
به دلایل زیر نمیتوانیم ارزیابی منطقی از خودمان بكنیم :
ـ ما نمی توانیم خود یا افراد دیگر را با یك مشخصه به طور منطقی مورد قضاوت قرار دهیم
ـ در خیلی از مواقع انتقادها براساس تعصبات است
ـ خصوصیات انسانی بی همتا و تقریباً بی انتهاست .
ـ میزان دقیقی برای اینكه چه كسی خوب و یا بد است وجود ندارد و كسی نمی تواند ادعا كند كه میتواند خصوصیات خوب و یا بد را به طور كامل تشخیص دهد
احساس ضعف و یا كاستی های بشر
واقعیت آن است كه ما انسانها دارای ضعف هایی هستیم ، به همین دلیل به سادگی نمیتوانیم آنچه را كه دوست داریم انجام دهیم مثلاً تعدادی از ما قوی هستیم ، تعدادی در موسیقی مهارت داریم . عده ای آشپز ماهری هستیم و ?
به هر حال اكثریت افراد نمیتوانند در بیش از یك یا دو كار برجستگی و تبحر بسیار بالایی پیدا كنند .احساس شما در دستیابی به اهدافتان بسیار مهم است بنابر این با اندكی تغییر احساس و نوعی دیگر مسئله را بررسی كردن ، متوجه تغییر در افكار خویش و به دنبال آن در رفتار خود خواهید شد و به اهداف منطقی خود خواهید رسید
بی اطلاعی :
فقدان اطلاعات كافی نیز میتواند عامل مؤثر برای موفقیت پایین باشد اگر میخواهید خود را برای اشتباهات نبخشید بی اطلاعی دلیل كاملاً قانع كننده ای است به هر صورت ، سرزنش خود ، عملی كاملاً مسخره است .
البته اگر مایلید كه خود را سرزنش كنید و این كار را درست می دانید خوب انجام دهید . اما به نظر روانشناسان هرگز برای بد انجام دادن كاری كه هیچگاه بهتر انجام دادنش را یاد نگرفته اید بی ارزش تصور كردن خودتان معنایی ندارد و قابل تصور نیست.
آشفتگی :
آشفتگی خاطر و وضعیت زندگی خیلی از مواقع مانع از موفقیت میشود ، اصولاً وقتی افراد بیشتر از خودشان متنفر شوند خطای بیشتری را انجام میدهند چون نسبت به خود احساس بدی دارند ولی میخواهند خود را بیشتر تنیبیه نمایند . لذا اعمال غلط دیگری را نیز مرتكب میشوند .
آیا به نظر شما بهترین روش این است كه دوباره نادرست رفتار كنید ؟ اگر نظرتان این است ( عجب راه حلی ) وقتی ما عصبانی ، افسره ، ترسیده و یا حسد ورزی می كنیم به سادگی نمیتوانیم آدمی با كفایت و با عملكردی مناسب باشیم پس بهتر است موقع مشكلات ، در رفع آن بكوشیم و با احساس گناه ناراحتی و اعمال خود تخریبی دیگر ، خودمان را در مشكلات بیشتری غوطه ور نسازیم .
خودتان را بپذیرید :
خود پذیری بهترین راه حل است بهترین كار كه می توانید برای صفات خوب و یا بد خود انجام دهید این است اگر میتوانید آنها را تغییر دهید و یا اینكه در حال حاضر و یا برای همیشه آنها را بپذیرید . پس بهتر است از حالا خود و دیگران را همانطوریكه هستند بپذیرید و هیچگاه از خود و دیگران متنفر نباشید و عشق ورزیتان نسبت به خود و دیگران متعادل باشد.
اعتماد داشتن
تا میتوانید اعتماد رفتارتان را در زمینه های مختلف مثل اعتماد دوستی ، اعتماد فرهنگی و ? بالا برده و افزایش دهید برای این امر لازم است كه اصول انضباط رفتاری را نیز رعایت كنید كه این اصول عبارتند از :
۱ـ كار را به تأخیر نیاندازید :
سعی كنید به نتایج بلند مدت و دیر پا نسبت به منافع كوتاه مدت توجه بیشتری نمایید . اگر همیشه مسرت و خوشی فوری را بر لذت به تأخیرافتاده ، مقدم دارید ، احتمال اینكه در پایان فردی مفلوك و بیچاره باشید زیاد است این اصل از انضباط رفتاری از همه اصول دیگر معتبر است و رعایت آن میتواند انجام بقیه اصول را آسانتر كند .
۲ـ صبر داشته باشید و استمرار كارها را پیشه كنید :
انجـــام واستمرار كارها برای مدت طولانی دومین تكنیك اساسی به سوی موفقیت است ریشه این مشكل ، بی صبری و ناشكیبائی است یادگیری هر مهارتی ، مدت زمان زیادی را می طلبد و باید برای هر كاری كه انجام میدهید به اندازه ای كه نیاز دارد زمان بگذارید .
۳ـ گامهای كوچك و استوار امروز ، پایه گذار فردای روشن :
كامل بودن هر كار، بستگی به اندازه آن كار آن دارد . معمولاً كارهای كوچك در زمانی كم ، مطرح و به انجام میرسند و كارهای بزرگ در زمانی دراز. پس بهتر است كارها را به اندازه های مورد نیاز تجزیه و كوچك كنید تا از انجام ندادنش پرهیز نمائید زیرا تدریجی حركت كردن به سوی هدف باعث كاهش تدریجی اضطراب و پریشانی است و آن سبب موفقیت در كارها میشود .
۴ـ از تجربیات گذشته درس بگیرید :
تجزیه و تحلیل و توضیح برخی از اعمال و نتیجه گیری آنها در كنار بررسی دقیق نقاط ضعف و قوت یك رفتار ، در پیشرفت یك فرد نقش اساسی دارد و خیلی از مواقع سبب موفقیت میشود .
۵ـ پاداش و تنبیه :
در قبال كارهای درست به خود پاداش دهید و در قبال كارهای نادرست خود را جریمه كنید . برای اینكه همان اندازه ای كه تقدیر در انجام كارحائز اهمیت است مواخذه برای انجام نادرست كار نیز مهم است تحقیقات نشان داده كه خود تقدیری در قبال كارهای درست میتواند رفتار را نیرو مند سازد گفتار منفی آن را تضعیف میكند و مانع از پیشرفت كارها میشود .
برانگیختن احترام دیگران نسبت به خود :
برای آنكه احترام دیگران را نسبت به خود برانگیزیدباید قاطعیت داشته باشید . بدون مهارت قاطعیت تقریباً غیر ممكن است كه بتوانید احساسات مطمئن خود پذیری داشته باشید بنابر این یادگیری مهارت قاطعیت برای شما و هر فرد دیگری ضروی به نظر میرسد كه عبارتند از :
۱ـ پرهیز از خشم :
اگر میخواهید كه در امر قاطعیت پیشرفت نمائید از عصبانی شدن و خشم پرهیز كنید چون رفتار تؤام با سیاست ، تمایل افراد به تسلیم در مقابل شما را افزایش میدهد و یا بالعكس در صورت پرخاشگری و داد و فریاد ، حس كینه توزی را افزایش میدهد .
۲ـ پرهیز از احساس گناه
از احساس گناه و تقصیر بشدت بپرهیزید چون كه در احساس گناه فكر میكنید بی ارزش ، پست و افراد بی خاصیت و دوست نداشتنی هستید ، چون ناشایست عمل كرده اید . احساس گناه میتواند سر منشأ بسیاری از مشكلات روانی و شخصیتی باشد كه در موارد وخیم تر منجر به خودكشی و افسردگیهای شدید میشود بنابر این بهتراست از احساس گناه و تقصیر دوری كنیم .
۳ـ پرهیز از دلسوزی زیاد
از دلسوزی و ترحم بی مورد و زیاد برای دیگران بپرهیزید نكته مهمی كه مردم آن را در نظر نمی گیرند این است كه توجه به مردم و لطف كردن نسبت به آنان و رفتار خوبی با آنها داشتن ، كار خوبی است كه همه بر روی آن تأكید دارند و دیگران را نسبت به این كار تشویق میكنند . اما توجه بیش از اندازه و غیر معقول مسئله دیگری است كه باید بررسی شود و از آن جلوگیری به عمل آید .
۴ـ نترسیدن از تأئید نشدن :
از تأئید نشدن ترس نداشته باشید شاید بدون اغراق باید گفت كه یگی از بزرگترین ترسهای رایج در میان عامه مردم ، ترس از تأئید نشدن است همه ما میخواهیم كه مورد تأئید دیگران قرار بگیریم و آنها ما را بپذیرند كه البته امری مطلوب است اما اینكه فكر كنید برای تأئید گرفتن از آنها باید هر كاری كه میخواهند انجام دهید و آنگونه میخواهند تفكر و رفتاری كنید فكری نادرست و نقض كامل قاطعیت و استقلال است .
بنابر این با بكار بردن گامهای ذكر شده ، متیوانید از احساس عزت نفس پایین رهایی یابید و تحول بزرگ در كار خویش ایجاد كنید و از عزت نفس بالایی ?سلامت روانی ? برخوردارگردید پس با داشتن عزت نفس بالا میتوانید بر اضطراب و افسردگی و ناراحتی های روحی خود غلبه كنید و به طول كلی دارای شخصیت سالم و موفق باشید ،
یه هفته فشرده پر از مسافرت، هرچند خسته کننده بود ولی لذتش وجودم رو سرشار کرد.
یه هفته دور بودم از تمام دغدغه های همیشگیم. به هیچی فکر نکردم جز لذت بردن از هوای بهاری جنوب
البته یزد پر بود از سوز سرما و باران
ولی همینا هم خاطره شد
بندر عباس،کیش و قشم معرکه بودن
مسافرت اینبارم به کیش،خاطرات تلخ مسافرت قبلی رو هم از بین برد
و اینبار عاشق کیش شدم
و به این نتیجه رسیدم مسافرت به تنهایی هرگز لذت مسافرت جمعی رو نخواهد داشت
کلی عکس گرفتم ولی نمی دونم سیم رابط موبایلم رو کجا گذاشتم تا چندتاش رو اینجا بذارم
چه دریای آرامی بود و چه غروبهای زیبایی
یک مسافرت کامل با قطار،اتوبوس،کشتی و هواپیما
می تونم بگم از لحظه لحظه مرخصی کوتاه مدتم استفاده کردم
خیلی چیزا یاد گرفتم و فهمیدم خیلی چیزا رو نمی دونم
تجربه های زیادی کسب کردم و می دونم دفعه دیگه که به هرکدوم از این شهرها میرم چجور می تونم بیشتر لذت ببرم و کمتر هزینه کنم![]()
در کل
همه چیز لذت بخش بود
همه چیز![]()
روزنامه جام جم پنج شنبه مطلبی رو در خصوص پسری نوشته بود که بعد از شنیدن جواب رد از دختری که ظاهرا خواستگارش بوده به صورتش اسید می پاشه. (قبل از اسید پاشی اون دختر رو چندین بار تلفنی تهدید کرده بوده و وقتی اون دختر به ۱۱۰ اطلاع می ده و شکایت می کنه بهش می گن تا وقتی اقدامی انجام نده نمی تونن کاری براش انجام بدن!!!)
نتیجه اینکه بعد از چهارسال دادگاه حکم داده بود که چشم پسر اسید پاش کور بشه.
عکس دختر رو انداخته بود قبل و بعد از اسید پاشی. واقعا دیگه از اون چهره زیبا چیزی باقی نمونده بود.
و جالب اینکه اون آقا پسر وقتی باهاش مصاحبه کرده بودن گفته بود اصلا از کارم پشیمون نیستم. چون به خواستگاریم جواب رد داد.
امروزم که داشتم جام جم رو می خوندم دیدم یه صفحه رو به اون حادثه اختصاص داده و جالب اینکه نوشته بود چون چشم دختر در طی این چهارسال کور شده برای پسر حکم قصاص در نظر گرفتن و اگر چشم دختر کور نمی شد و فقط زیباییش رو از دست می داد اون آدم عوضی فقط به ۱۰ سال زندان (اونم در نهایت) محکوم می شد!!!
چیزی که جالبه اینه که تا چند سال پیش خیلی خیلی کم بودن مردمی که به اسید به عنوان وسیله ای برای انتقام نگاه می کردن ولی از وقتی اولین و دومین حادثه اتفاق افتاد و روزنامه ها با آب و تاب در خصوصش داد سخن دادن خیلی ها فهمیدن که می شه از اسید به عنوان وسیله ای برای خالی کردن عقده های دیرینه و کینه ورزی استفاده کرد.
و جالب تر اینکه قانون یک مملکت اسلامی می گه که زیبایی از دست رفته و دردهایی که اسید برای قربانی ایجاد کرده اهمیتی نداره و فقط در صورت از دست دادن عضو یا فوت قربانی (که معمولا هم مونث) هست دادگاه به قصاص فکر می کنه و تازه قبل از اون هم انقدر قربانی بیچاره رو به دادگاه می کشونن و برش می گردونن که خودش از حکم صرف نظر کنه.
اگه متن رو بخونید می بینید خبرنگار (که قطعا مذکر هست) نوشته امیدواریم این دختر بخشش رو از دست داده نباشه و از قصاص صرف نظر کنه!!!!
یعنی واقعا می شه از قصاص صرف نظر کرد؟از سال ۸۳ که این حادثه اتفاق افتاده و این دختر علاوه بر اینکه برای همیشه نعمت زیباییش رو از دست داده دچار مشکلات فراوان دیگه ناشی از اسید پاشی هم بوده و در همین حال باید ۴ سال رو مرتبا در بیمارستانها و دادگاه می گذرونده.حالا چه انتظاری دارن ازش که می خوان صرف نظر کنه؟
به نظر من حق این موجود کثیف فقط مرگ بود اونم با زجر فراوون. با همون اسید باید ذره ذره جونش رو می گرفتن تا درس عبرتی بشه برای آشغالای دیگه ای که قراره یه روز همین بلا رو سر یه بی گناه دیگه بیارن. اونوقت نویسنده میاد با پررویی از بخشش و گذشت می نویسه بدون توجه به اینکه این بخشش نتیجه ای نخواهد داشت جز جسور کردن دیگرانی که تصمیم به انتقام دارن.
دلم می سوزه برای دین اسلام که اینگونه بازیچه قوانین نادرست ما شده. مطمئنم خدایی که ما رو آفریده انقدر سهل انگارانه نسبت به گناهی چنین بزرگ رفتار نمی کنه که ما انسانها به اسم اسلام و خدا رفتار می کنیم.
دلم می سوزه برای قربانیانی که تا کنون به این راحتی فدای بوالهوسی عده ای رذل شدن و اونایی که از این به بعد قربانی خواهند شد که مطمئنم با این مجازات های بی اهمیت تعدادشون کم نخواهد بود.
دلم می سوزه برای خودم که دارم توی همچین جامعه نابسامانی زندگی می کنم که برای انسان و به خصوص زن ارزش قائل نیست.
دکترم به من می گه اگه می خوای از پیشرفت بیماریت جلوگیری کنی سیب زمینی باش ولی آیا
می شه در برابر اینهمه بی عدالتی و ظلم سیب زمینی باشم؟آیا می شه هر روز با هراس اینکه یه آشغال ممکنه همین رفتار رو در برابر خودم یا یکی از عزیزانم داشته باشه شروع کنم و سیب زمینی باشم؟
زهی خیال باطل.


